ماه هفتم
.gif)
علی احسان عزیزم
قلب مامان ،7ماه و25روز از زندگی قشنگت در کنار ما میگذره،توی این روزا وماهها که گذشت حسابی بزرگتر شدی وحسابی شیطونتر
،خیلی از کارها رو هم بلد شدی ،مثل چرخش به بهلو و روی شکم،
،بالا نگه داشتن سرت،گرفتن وسایل با دستات
، نشستن
،راه رفتن با روروئک ،غذا خوردن
و...
از وقتی وارد ماه هفتم شدی حسابی اخلاقت عوض شد ،همش لجبازی میکنی و حسابی گریه
به خصوص وقتی خواب داشته باشی بی سر وصدا نمی خوابی،قبلا با تکون دادن روی پاهام با یه اهنگ لالایی راحت می خوابیدی
خب البته اینا به خاطر اینه که داری همه چیز رو بهتر درک میکنی.
قبلا وقتی خواب بودی فقط سرت رو به چپ و راست می چرخوندی اما تو این ماه که وارد شدی بدنت رو هم می چرخونی ،خلاصه اینکه تو رختخوابت اروم وقرار نداری
همش قل می خوری ،اصلا هم اجازه نمی دی رو بدنت رو بکشیم ،حتی اگه خواب خواب هم باشی تا یه چیزی روت می کشیم جفت پاهات رو مییاری بالا ،اونقدر ضربه میزنی تا از روت بره کنار،البته این کار رو از وقتی تونستی با پاهات بازی کنی انجام می دی ،تازه وقتی هم که خوابی هیچ کس حق سر وصدا نداره
،با کوچکترین صدایی بیدار میشی ![]()
خلاصه اینکه خواب پر درد سری داری..gif)
حالا یکم از رفتارای خوبت بگم اینکه دیگه مارو خوب میشناسی ،با اوم اوم کردن مارو صدا میکنی ،برامون حسابی می خندی،دوست داری همش باهات بازی کنیم ،از روروئک سواریت بگم که کل خونه رو می گردی یاهمش کنار تلویزیون هستی یا تو اشپزخونه،پیش تلویزیون که میرسی اول فلش مموری رو از دستگاه در مییاری ،تو اشپزخونه عاشق همه وسایل هستی هر چی به دستت برسه محکم با دستای کوچولوت بهش ضربه می زنی یا محکم میگیریش .gif)
از حموم کردن هم نمیترسی .gif)
چند وقتی هم هست که از جارو برقی میترسی
مامان از دستت نمی تونم خونه رو جارو کنم.
عزیزدلم ،نفس مامان و بابا
خیلی شیرین کاریا و شیطنتا ی دیگه هم داری اینا فقط یکمی از کارات بود.الان از خواب بیدار شدی و من باید بیام پیشت .gif)






















ماه هفتم 




